سخنرانی در مرکز عالی مطالعات دفاع ملی- سیاست خارجی و امنیتی ج.ا.ا.

سخنرانی سفیر جمهوری اسلام ایران در مرکز عالی مطالعات دفاع ملی اسپانیا تحت عنوان:

" سیاست خارجی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران "

(24/10/95)

بسم الله الرحمن الرحیم

سرلشکر جناب آقای Jeronimo de Gregorio y Monmeneu

رییس محترم مرکز عالی مطالعات دفاع ملی

فرماندهان محترم

خانم ها و آقایان

    در ابتدای سخنم مایلم از مرکز عالی مطالعات دفاع ملی اسپانیا بخاطر دعوت مجدد از اینجانب برای حضور در این نشست تشکر کنم. برای من جای خوشبختی است که برای بار دیگر توانستم در این مرکز و در جمع شما فرماندهان، اساتید و نیروهای محترم نظامی حضور پیدا کنم. سخن گفتن از سیاست خارجی و راهبرد دفاعی و امنیتی کشورها با توجه به گستردگی و پیچیدگی موضوع بخصوص هنگامی که در ارتباط با یکی از بازیگران مهم منطقه ای یعنی ایران باشد زمان زیادی را طلب می کند. با این حال تلاش خواهم کرد کلیات مربوط به سیاست خارجی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران و همچنین برخی موضوعات منطقه ای را مورد اشاره قرار دهم. در پایان نیز پاسخگوی سوالات خواهم بود. اطمینان دارم مباحثی که مطرح خواهد شد درکی روشن تر از وضعیت موجود بخصوص در ارتباط با ایران را فراهم خواهد کرد.

دوستان گرامی،

    وقوع انقلاب اسلامی در ایران در سال 1979 یکی از مهمترین نقاط عطف در تاریخ حیات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران و همچنین منطقه محسوب می شود. پیروزی انقلاب اسلامی که نقطه اوج تلاش های مردم کشورم در طول سالیانی طولانی برای حفظ استقلال و اعمال حاکمیت ملی بر اساس آمال و آرزوهای دینی و ملی خود بود و با شعار اصلی مردم یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی همراه شده بود، پیامدهای مهم و تعیین کننده را چه در داخل کشور و چه در حوزه سیاست خارجی و دفاعی بدنبال داشت.

    علاوه بر این تحول عظیم سیاسی در ایران، موقعیت جغرافیایی نیز در تعیین رویکردهای سیاست خارجی و امنیتی ایران نقش آفرین بوده است. جمهوری اسلامی ایران در منطقه ای واقع شده که به لحاظ استراتژیکی و بین المللی، از جمله مهمترین مناطق جهان محسوب می شود منطقه ای که در گذر زمان، شاهد تحولاتی مهم و متنوع، اختلافات و بی اعتمادی ها و بعضا وقوع جنگ ها و منازعاتی بوده که رد پای عوامل فرامنطقه ای در آن نیز بخوبی مشاهده می شود.

خاستگاه فرهنگی- تاریخی و تمدنی منطقه، موقعیت کانونی آن در زمینه انرژی جهان، بافت اجتماعی، تنوع قومی و نژادی و منابع و امکانات مادی، دیگر مشخصات و ویژگی های مناطق پیرامونی ایران را تشکیل می دهد. این ویژگی ها در کنار دخالت و نفوذ قدرت های فرامنطقه ای، که بخصوص پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول افزایش یافت، زمینه ساز بسیاری از تحولات، اختلافات و منازعات میان کشورهای منطقه شده است. اختلافاتی که همچنان ادامه داشته و منبع بی اعتمادی و بی ثباتی در منطقه محسوب می شود و تماما در سمت گیری های سیاست خارجی و امنیتی ایران تأثیرگذار بوده اند.

    ایران در دو سده اخیر بویژه در سال های نیمه اول قرن بیستم بدلایل مختلف از جمله موقعیت و منابع سرشار آن، عمدتا در معرض دخالت و نفوذ کشورها و قدرت های فرامنطقه ای قرار گرفته و بر همین اساس و بطور طبیعی یکی از انتظارات مردم از نظام جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی نیز تلاش برای حفظ استقلال و افزایش عزت و اقتدار ایران بوده است. بدین ترتیب و همانگونه که ملاحظه می کنید کارکرد سیاست خارجی و سیاست دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران، از این منظر که بایستی بستر ساز حفظ استقلال و عزت ایران و اعمال حاکمیت مردم محسوب شود بسیار با اهمیت تلقی می شود. جمهوری اسلامی ایران در چنین فضایی و با توجه به خواست مردم خود برای حفظ استقلال و عزت ایران، اصول و مباني سياست خارجي کشور را بر توسعه روابط دوستانه با کشورها بر اساس احترام متقابل استوار ساخته است. در قانون اساسی جدید کشور به مواردی همچون گسترش روابط بر اساس مباني اسلامي و انساني و کرامت و عزت انسان ها، تحقق سعادت و رفاه بشری در کل جامعه جهانی در سایه صلح، آزادی و برابری انسان ها، احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلي يكديگر، روابط حسنه و مسالمت آميز، آزادي و استقلال، نفي سلطه‌گري و سلطه‌پذيري اشاره شده است. مواردی که با مرور تاریخ کشورم در سال های قبل از انقلاب، چرایی تاکید بر آنها بیشتر روشن می شود.

    جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر کشورها در صدد تامین منافع ملی و رفع تهدیدات از کشور می باشد. ایران احترام به حاکمیت های مستقل را عاملی برای تحکیم صلح، ثبات و امنیت منطقه ای و بین المللی می داند و از هر اقدام دوستانه و تفاهم آمیز برای حل و فصل اختلافات استقبال می کند. ایران همزمان نسبت به تعهدات بین المللی و قراردادهای دوجانبه و چندجانبه خود پایبند بوده و بر اساس این اصل برگرفته از اصول دینی و اخلاقی ایرانیان، همواره شریکی باثبات و قابل اتکا خواهد بود و بالاخره اینکه ایران بر اساس این اصول و در راستای اهداف خود علاقه مند است با کشورهای جهان روابط دوستانه داشته و از تلاش  کشورهای دیگر که به استقلال، آزادی، حاکمیت و ارزش های مردم ایران احترام گذاشته و  در صدد برقراری روابط هستند به گرمی استقبال می کند.

    همین سیاست اصولی و مستقل ما در سیاست خارجی، خوشبختانه با اقبال و توجه مردم و کشورها منطقه و جهان روبرو شده است و این در حالی بوده که ما طی سال های اخیر شاهد ستیزه جویی های فراوان از ناحیه دشمنان منطقه ای و قدرت های خارجی نسبت به خود بوده ایم. دشمنی هایی که در قالب راهبرد ایران هراسی، هنوز نیز ادامه دارد و تنها یک مورد آن به تحمیل جنگی 8 ساله با آن همه خسارت های عظیم بر علیه ملت ایران و بکارگیری سلاح های ممنوعه شیمیایی توسط رژیم صدام حسین مربوط می شود. پیام سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، پیام وحدت، امنیت و برادری است و این برگرفته از آموزه های دینی ماست. آنجا که اولین پیشوای دینی ما تاکید می کند: انسانی که در مقابل توست یا برادر دینی تو و یا شریک و همسان تو در خلقت و یک انسان است. در اسلام، به مسلمانان دستور داده شده که با کسانی که حتی عقیده ای مخالف شما دارند نیز با خوبی رفتار و تعامل کنید و بر همین اساس،  منطق جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با کشورهای دیگر بر تعامل سازنده و مؤثر در کنار حفظ عزت و استقلال استوار می باشد.

خانم ها و آقایان،

    تعامل مثبت ایران با کشورهای دیگر بخصوص تقویت ارتباط با همسایگان، با تکیه بر مشترکات فرهنگی میان مردم کشورهای منطقه و همچنین تقویت روابط با کشورهای دیگر از جمله کشورهای اروپایی همچون اسپانیا مورد توجه و پیگیری قرار گرفته است و جمهوری اسلامی ایران، تلاش سازنده خود را برای تثبیت امنیت و آرامش و ایجاد فضایی دوستانه و احترام آمیز میان کشورها دنبال کرده است. در واقع، سیاست خارجی ایران بر اساس این رویکرد و در راستای کم کردن اختلافات و دشمنی ها و مدیریت بحران ها در مناطق پیرامونی خود، از آسیای میانه گرفته تا کشورهای خاورمیانه، همیشه آماده و فعال بوده و تلاش شده تعامل و گفتگو بعنوان تنها و نزدیک ترین مسیر برای حل و فصل اختلافات منطقه ای ترویج شود. جمهوری اسلامی ایران در همین ارتباط، جزء بانیان اصلی ابتکار خاورمیانه عاری از سلاح های کشتار جمعی بوده است اگر چه به دروغ و در قالب پروژه ایران هراسی، ایران به تلاش برای ساخت سلاح های کشتار جمعی متهم شده بود. جمهوری اسلامی ایران با توجه به ظرفیت ها و توانمندی های قابل توجه کشورهای منطقه، اعتقاد دارد کشورهای منطقه می توانند برقراری امنیت و همچنین همکاریهای مشترک خود در زمینه های مختلف را مدیریت کرده و اختلافات موجود را بنحوی مسالمت آمیز حل و فصل کنند و بر همین اساس، با دخالت قدرت های خارجی در امور کشورهای منطقه مخالف است.

    دولت جمهوری اسلامی در مناسبات خود با کشورهای اروپایی نیز بسیار جدی بوده و در صدد توسعه مناسبات در همه بخش های مورد علاقه دو طرف، بر اساس احترام و منافع متقابل و حل و فصل مشکلات و سوء تفاهمات از طریق مذاکره و گفتگو برآمده است. در چند سال اخیر تلاش بیشتری بعمل آمده تا روابط دوستانه و قدیمی ایران با کشورهای اروپایی به مسیر اصلی خود بازگردد و ما خوشبختانه شاهد به ثمر نشستن این تلاس ها و رویکرد مهم هستیم. در اولین اقدام مهم در این زمینه، شاهد آن بودیم که با نقش آفرینی اتحادیه اروپایی در مذاکرات ایران و کشورهای 1+5 و حصول توافق در زمینه برنامه صلح آمیز هسته ای ایران، یکی از موضوعاتی که ممکن بود بحرانی بین المللی را بدنبال داشته باشد در چارچوب دیپلماسی و تعامل سازنده میان طرف ها و از طریق گفتگو مورد بررسی قرار گرفت و با توافق همه طرف ها بر روی برنامه جامع اقدام مشترک(JCPOA) حل و فصل گردید. حصول برجام نه تنها اهمیت توسل به دیپلماسی و گفتگو بعنوان کم هزینه ترین و کوتاه ترین راه برای حل و فصل اختلافات بین المللی را آشکار کرد بلکه راه را برای توسعه ارتباطات و همکاریها میان ایران و اروپا نیز هموار تر کرد. خوشبختانه، پس از این توافق هسته ای، سفرهای متقابل مقامات عالی ایران با اتحادیه اروپایی و همچنین کشورهای اروپایی افزایش یافته و دو طرف اراده قوی خود برای تقویت همکاریها را به نمایش گذاشته اند. ما اعتقاد داریم ایران و کشورهای اتحادیه اروپایی، در یک تحلیل واقع بینانه، می توانند به این اعتقاد برسند که همکاریهای دو طرف بخصوص در شرایطی که اروپا با تنگناهای اقتصادی روبروست در راستای منافع مردم دو طرف بوده و بسیار سودمند خواهد بود. علاوه بر این بنظر ما، اروپای واحد و کشورهای اروپایی، با توجه به توانمندی های خود می توانند نقش پر رنگ تری در حوزه های سیاسی و امنیتی و در راستای تقویت و تحکیم صلح و آرمش در نقاط مختلف جهان داشته باشد و ایران در این ارتباط نیز می تواند با اروپا همکاری کند.

    ما بسیار خرسندیم که با تقویت اعتماد میان ایران و کشورهای اروپایی، شاهد گسترش ارتباطات و همکاریهای کشورم با اسپانیا می باشیم. خوشبختانه روابط دوستانه دو کشور که از سابقه ای چند صد ساله برخوردار است با دیدار اخیر سران ایران و اسپانیا و سفر متقابل وزرای خارجه و دیگر هیات های سیاسی و اقتصادی وارد مرحله جدید و پرشتابی بخصوص در ارتباط با همکاریهای اقتصادی میان دو کشور شده است و دو طرف تلاش دارند از این شرایط مناسب بهره برداری نمایند.

    نکته ای که در اینجا لازم می دانم مورد تاکید قرار دهم ضرورت محافظت از توافق هسته ای میان ایران و کشورهای1+5 و دستاوردهای آن می باشد. جمهوری اسلامی ایران، همانگونه که آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز این امر را مورد تایید قرار داده تاکنون به همه تعهدات خود در JCPOA عمل کرده و بر همین اساس، ما معتقدیم طرف های دیگر توافق هسته ای نیز بایستی با اجرای دقیق و کامل همه تعهدات خود، از این توافق حفاظت کرده و راه گشوده شده برای تقویت همکاری ها برای حل و فصل مسائل مهم منطقه از جمله تهدید تروریسم و افراطی گرایی را هموارتر نمایند.

حضار محترم،

    بطور کلی ارتباطی نزدیک میان سیاست خارجی و امنیتی یک کشور وجود دارد. سیاست خارجی و سیاست دفاعی هر دو در صدد از بین بردن، کاهش  و مدیریت تهدیدات و همچنین افزایش فرصت ها برای کشور در حوزه هایی متنوع و مرتبط با یکدیگر می باشند به نحوی که بررسی استراتژی دفاعی و امنیتی کشورها بدون توجه به 1) قابلیت 2) توانمندی و 3) جهت گیری رفتاری آن کشور در سطح منطقه ای و بین المللی امکانپذیر نمی باشد. این مولفه ها همچنین ارتباط تنگاتنگی با پارامترهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور دارد تا از این طریق ظرفیت سازمان رزمی کشور و تحلیل تهدیدات جانبی که از سوی بازیگران منطقه ای، فرامنطقه ای و «مجموعه های غیر دولتی» علیه نظام سیاسی اِعمال می گردد قابل تشخیص گردد. بر این اساس، کارکرد اصلی استراتژی دفاعی هر کشوری، استفاده از ابزارهای موجود برای بیشتر کردن منافع حیاتی و امنیت ملی و رفع و یا کاستن از تهدیدات و مخاطرات می باشد. این امر، با توجه به محدودیت منابع برای کشورهای در حال توسعه، از اهمیت زیادی برخوردار است. استراتژیست ها اعتقاد دارند که کشورهای در حال توسعه باید استراتژی دفاعی خود را همسو و همگون با استراتژی کلان ملی تعریف کنند تا ساختارها و نهادهای جامعه با پیوستگی و انسجام داخلی رشد یابند.

    کشور ايران، در بعد نظری، به دليل واقع شدن در منطقه خاورميانه، با مخاطرات و چالش‌هایی مستمر و عمده در محيط امنيتي خود رو به رو بوده است. این منطقه يکي از مناطق استثنايي جهان به شمار مي‌رود که هنوز هيچ گونه ترتيبات امنيتي توافق شده و پايداري در آن ايجاد نشده وهمچنان با حجم وسيعي از بي‌ثباتي و ناامني مواجه است و چشم انداز روشنی نیز برای استقرار گونه ای از نظام امنيتي در آن که بعنوان محيط پيراموني ايران شناخته می شود به چشم نمي‌خورد. در این میان، چگونگي و نقش قدرت‌هاي فرامنطقه ای در ارتباط با مقوله ثبات و یا بی ثباتی در خاورميانه‌ نیز مولفه مهم دیگری است که بایستی مورد توجه قرار گیرد.

    در هر حال نوع و میزان تهدیدات منطقه ای و فرامنطقه ای که بعضا و بطور مشخص با هدف  مقابله با جمهوری اسلامی ایران طراحی و ایجاد شده اند در کنار تغییر موقعیت ایران از یک کشور وابسته به بلوک غرب به کشوری مستقل، انگیزه قابل توجهی را برای نقش آفرینی ایران در حوزه امنیتی و در راستای ایجاد ثبات و آرامش بوجود آورده و جمهوري اسلامي ايران را به يک قدرت مهم منطقه ای که در صدد است در تعامل سازنده با ديگر کشورهاي منطقه، نقش محوري خود در برقراري ثبات و حل بحران‌هاي ديرينه در منطقه را ايفا کند تبدیل کرده است.

    در گذشته، چالش‌هاي امنيتي ايران که از محيط پيراموني آن ناشي مي‌شد به اشکال متفاوتي وجود داشت و از ناامني‌هاي مرزي و بي‌ثباتي‌هاي موقت تا حملات و جنگ‌هاي طولاني مدت نظامي را در بر مي‌گرفت. اکنون نيز اين مسئله در قالب‌ها و مؤلفه‌هاي مختلفي تجلي يافته است. در حال حاضر، تروريسم و افراط‌گرايي، دولت‌هاي ضعيف و بحران اقتدار و همچنين مداخلات قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي، سه چالش امنيتي اصلي در محيط پيراموني ايران محسوب مي‌شود که با يکديگر ارتباطي تنگاتنگ دارند.این وضعیت ناپایدار در مناطق پیرامونی ایران از جمله در کشورهاي آسياي مرکزي و قفقاز نیز با توجه به اختلافات قومي، بحران مشروعيت، عدم وجود دموکراسي و نهادهاي مدني و همچنین اقتصاد ضعيف، وجود داشته و زمینه بروز بي‌ثباتي و ناامني در محيط امنيتي پیرامون ايران را ایجاد کرده است. در اين ميان به نظر مي‌رسد دولت‌هاي ضعيف، بستری مناسب برای تقویت و تحريک دو مؤلفه ديگر يعني اشاعه تروريسم و افراط‌گرايي و نيز گسترش نفوذ و مداخلات قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي در امور کشورهای منطقه را فراهم کرده است.

امروزه تروریسم و افراطی گری بعنوان تهدیداتی برای امنیت جهانی و همه کشورها از جمله منطقه ما شناخته شده و جامعه جهانی با این باور مشترک هم داستان است که باید به فوریت به این معضلات پرداخت و با مؤثرترین شکل ممکن از دست آنها خلاصی یافت. در ضرورت برخورد با این چالش کمترین تردیدی وجود ندارد. فراسوی مجادلات پایان ناپذیر رایج میان سیاستمداران، این دو معضل همزاد یعنی تروریسم و افراط گری، نتیجه طبیعی ناکارآمدی وضعیت کنونی بین المللی و به ویژه تحولات اخیر است. اکنون باید بر همه آشکار شده باشد که مبارزه تأثیرگذار و موفق علیه این دو پدیده سرطانی، نیازمند رویکرد همه جانبه و راهبردی چند بخشی است که بیش و پیش از هر چیز، در گروی درک هوشیارانه از شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جهانی‌ای است که زمینه ساز این دو پدیده شده‌اند. مهار و در نهایت ریشه کن کردن واقعی سازمان های افراط گرای تروریستی نیاز مبرم امروز است. اما این تنها گام نخست و بخشی از یک تلاش بزرگ‌تر است. معضلاتی با طبیعت جهانی و ریشه‌های عمیق، باید به درستی فهمیده شوند. علاوه بر این، همکاری حقیقی جهانی برای مبارزه با این پدیده‌ها، ضروری است.

    جمهوری اسلامی ایران که خود از قربانیان تروریسم می باشد از جمله کشورهایی بوده که بطور جدی و مستمر و بطور ریشه ای با تروریسم و افراطی گری مبارزه کرده و بر این باور است که مبارزه واقعی با تروریسم بدون توجه به ریشه های فکری آن که بطور مستقیم از آموزه های افراطی گری مورد حمایت برخی کشورهای منطقه ما نشات می گیرد نتیجه ای در برنخواهد داشت بعبارت دیگر نمی توان در صدد مبارزه با تروریسم بود اما در همان حال چشم بر توسعه آموزش های تفکرات افراطی گری در نقاط مختلف جهان بست. اقدامات گروه های تروریستی که هم اکنون به نام  اسلام و بر علیه مردم مسلمان عراق و سوریه و یمن جریان دارد دقیقا نقطه مقابل اسلام واقعی واسلام ناب می باشد دینی که احترام و رعایت حقوق مسلمانان، بلکه همه انسان ها را به پیروانش توصیه کرده است.

رويکرد ايران در محيط پيراموني جنوبی خود براساس الگوي امنيت مبتني بر همکاري و مشارکت قرار دارد. با توجه به اهمیت اقتصادی و استراتژیک خلیج فارس و از آنجا که این منطقه حلقه اول پیرامون ایران را تشکیل می دهد امنیت این منطقه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ایران بسیار امیدوار بود که همسایگانش از جنگ ایران و عراق آموخته باشند که هیولایی که آن‌ها برای از بین بردن یک دشمن جعلی ساخته بودند به کابوس خودشان تبدیل شد هر چند که ظاهرا آنها این درس را فرا نگرفتند. این جنگ، هم چنین ضرورت ایجاد ترتیبات و سازوکارهای امنیت منطقه‌ای را نشان داد تحقق این نیاز ضروری در منطقه به ویژه در خلیج فارس، به پذیرش مجموعه‌ای از اصول مشترک برای فهم متقابل و همکاری های امنیتی منطقه ای و دسته جمعی پیوند خورده است. همانگونه که آقای ظریف وزیر امور خارجه ج.ا.ا. اخیرا طی مقاله ای اشاره کرده است: " کشورهای منطقه‌ نیازمند غلبه بر وضعیت فعلی تفرقه و تنش و حرکت جایگزین در مسیر شکل دادن به یک سازوکار کارآمد، متعادل و واقع بینانه منطقه‌ای می باشند. سازوکاری که می‌تواند با یک مجمع گفتگوی منطقه‌ای شروع شود. چنین مجمعی باید مبتنی بر اساس اصول کلی شناخته شده و اهداف مشترک، مشخصاً احترام به حق حاکمیت، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی تمام کشورها، تغییرناپذیری مرزهای بین المللی، عدم دخالت در امور داخلی دیگران، حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات، ممنوعیت تهدید یا استفاده از زور، و نیز ترویج صلح، ثبات، پیشرفت و رفاه در منطقه باشد. چنین مجمعی می‌تواند به ترویج درک و تعامل در سطوح حکومتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی کمک کند و منجر به توافق در طیف گسترده‌ای از مسایل، از جمله تدابیر اعتماد ساز و امنیت ساز؛ مبارزه با تروریسم، افراط گرایی و فرقه گرایی، تضمین آزادی کشتیرانی و جریان آزاد نفت و سایر منابع و حفاظت از محیط زیست شود. این مجمع گفتگوی منطقه‌ای در نهایت می‌تواند باعث توسعه ترتیبات رسمی‌تر همکاری امنیتی و عدم تجاوز شود. در حالی که این گفت‌وگو باید به ذی نفعان مرتبط منطقه‌ای واگذار شود، چارچوب‌های نهادی موجود برای گفت‌وگو و به ویژه سازمان ملل متحد نیز می‌توانند برای تحقق این هدف استفاده شوند. نقش منطقه‌ای برای سازمان ملل متحد که پیش از این در قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت پیش بینی شده است، می‌تواند به کاهش دغدغه‌ها و نگرانی‌ها، به خصوص نزد کشورهای کوچک‌تر، تمهید تضمین‌ها و سازوکارهایی برای حفظ منافع مشروع جامعه بین المللی و پیوند هر گونه گفتگوی منطقه‌ای با مسایلی که ذاتاً فراتر از مرزهای منطقه می‌روند، کمک کند".  جموری اسلامی ایران نشان داده که از این امر حمایت کرده و از تلاش دیگر کشورهای منطقه در این راستا استقبال کرده است.

رويکرد امنيتي ايران با توجه به تحولات و تجارب سال‌هاي اخير در منطقه داراي مؤلفه‌ها و عناصري است که در صورت توجه و اهتمام منطقه‌اي مي‌تواند به شکل‌گيري نظامي امنيتي پايداري منجر شود. اولين مؤلفه اين رويکرد کاهش حضور نظامي قدرت‌هاي منطقه‌اي است که باعث تشديد افراط‌گرايي و تروريسم و تخريب همکاري و روابط طبيعي کشورهاي منطقه شده است. دومين مؤلفه همکاري و مشارکت بازيگران منطقه‌اي در ساختار امنيتي، بويژه هم ‌فکري و همکاري کشورهاي بزرگ‌تر در حل و فصل چالش‌هاي مشترک نظير تروريسم و مديريت الگوهاي تعاملاتي گروه‌هاي قومي مذهبي فراملي با واحدهاي ملي است. بدیهی است امنيت‌سازي در چارچوب الگوي امنيتي مبتني بر همکاري و مشارکت، مستلزم فرآيندي تدريجي و طولاني مدت است. در اين فرآيند، همکاري منطقه‌اي تنها به واسطه اعتمادسازي گام به گام و ايجاد اطمينان متقابل در ميان کشورها و همچنين تلاش براي حل و فصل چالش‌هاي موجود تحقق مي‌يابد و جمهوري اسلامي ايران براساس رويکرد فوق، در صدد حل و فصل چالش های امنیتی در هر يک از حوزه‌هاي محيط پيراموني خود با تاکید بر همکاري و مشارکت بازيگران اصیل منطقه‌اي بر آمده و تلاش می کند نقش خود را بعنوان یک عامل امنیت ساز و ثبیت کننده ثبات پایدار در کشورهای منطقه از جمله سوریه، عراق و یمن ایفاء کند.

    آنچه که امروز در سوریه مشاهده می کنیم ظهور نشانه هایی از درستی رویکرد ایران در ارتباط با بحران سوریه می باشد. ایران از ابتدای این بحران با محکوم کردن اقدامات برخی کشورها برای تقویت گروه های تروریستی بین المللی در سوریه و کارشکنی آنها برای برقراری آرامش در این کشور، بر مذاکره و گفتگوهای سوری - سوری و شناخت حق مردم این کشور برای تعیین سرنوشت سیاسی خود از طریق برگزاری انتخابات آزاد بعنوان تنها راه برای حل و فصل پایدار این بحران تاکید کرده است. ما خوشحال هستیم که این راه حل دیپلماتیک هر روز با اقبال بیشتری روبرو شده و امیدوار هستیم با آتش بس برقرار شده در این کشور، راه برای نیل به این هدف هموار تر شود.

در ارتباط با عراق نیز ما از روند تثبیت اوضاع امنیتی و تقویت دولت مرکزی عراق حمایت کرده و همچون سوریه، بنابر درخواست دولت عراق، به این کشور در زمینه مبارزه با تروریسم و داعش کمک مستشاری ارایه می کنیم و معتقدیم دولت عراق می تواند با موفقیت، به اهداف خود در ارتباط با شهر موصل و پیروزی بر تروریسم و گروه های تروریستی در این کشور دست یابد.

    در یمن متاسفانه با وضعیتی رقت انگیز، همراه با غفلت جامعه جهانی نسبت به این بحران روبرو هستیم. حملات هوایی هواپیماهای ائتلاف به سرکردگی یکی از همسایگان آن کشور به شهرها و مردم بی دفاع یمن، علیرغم بی نتیجه بودن آن، به امری عادی تبدیل شده و جامعه جهانی و افکار عمومی، حتی با حوادثی هولناک همچون کشتار مردم، زنان و کودکان در مجلس ترحیم در شهر صنعا در چندی قبل نیز توجه لازم به این بحران نشان نداده است و حامیان تسلیحاتی سرکرده ائتلاف ، همچنان به کمک خود به این کشور در جنگ یمن ادامه می دهند و این در حالی است که اصولا در یمن دیگر هدفی برای بمباران باقی نمانده است.

    جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با این بحران نیز از همان ابتداء، اقدام نظامی علیه یمن را مداخله آشکار در امور داخلی آن کشور و نقض تمامیت ارضی و حاکمیت ملی یمن، بر خلاف منشور سازمان ملل متحد عنوان کرده و دلیل تشدید تنش‌ها در منطقه و جنگ‌افروزی برخی کشورها را نتیجه اشتباه محاسباتی آنان در فهم معادلات منطقه‌یی و تلقی آنها نسبت به برهم خوردن توازن قوا می داند. جمهوری اسلامی ایران در عین حال که هیچ دخالتی در اوضاع یمن ندارد و دخالت هر کشور دیگری را هم محکوم می کند از برقراری آرامش و آتش بس در این کشور و حل و فصل مشکلات سیاسی این کشور از طریق گفتگو و مشارکت همه گروه های یمنی حمایت کرده است.

در اینجا همچنین مایل هستم به یکی دیگر از بحران های فراموش شده در منطقه اشاره کنم و آن اوضاع جاری در بحرین است. خواست مردم برای مشارکت در امور سیاسی کشور و تضمین آزادی و حقوق اولیه و اساسی آنها، همچنان نادیده گرفته شده و با شدیدترین نحو سرکوب می شود و جای تعجب است که این رفتار غیر قابل پذیرش، از سوی برخی کشورهای مدعی رعایت حقوق بشر نیز به شکل های مختلف مورد حمایت قرار گرفته است. بنظر جمهوری اسلامی ایران،آرامش پایدار در بحرین به تضمین حقوق مردم برای تعیین سرنوشت سیاسی خود بستگی دارد.

دوستان عزیز،

    جمهوری اسلامی ایران، حفظ استقلال، آزادی و تمامیت ارضی خود، با هدف تأمین صلح و امنیت برای خود، منطقه و جهان را مبنای اقدامات و طراحی های دفاعی و امنیتی خود قرار داده است. این راهبرد برگرفته از متن قانون اساسی و همچنین اعتقادات دینی و باورهای فرهنگی و عقلی و هنجارهای اجتماعی و ارزشی جامعه ایرانی می باشد. لذا در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما همان اندازه که جنگ افروزی نکوهیده است، دفاع همه جانبه از کشور و ملت واجب است.

جمهوری اسلامی ایران همانند سایر کشورها، برای تدوین سیاست دفاعی خود با عوامل ثابتی مانند ژئوپولیتیک و عناصر متغیری مانند ظرفیت نظامی و فضای امنیتی منطقه ای و بین المللی روبرو می باشد. همسایگی ایران با 15 کشور (از طریق مرزهای آبی و خاکی)، جمهوری اسلامی ایران را با 4 زیر سیستم منطقه ای آسیای مرکزی و قفقاز، خلیج فارس، شرق مدیترانه و آسیای جنوب غربی مرتبط کرده است. این پیوستگی به گونه است که که هیچکس نمی تواند موقعیت راهبردی ایران در منطقه خلیج فارس، دریای خزر و همچنین موقعیت ایران در ارتباط با مناطق مهم خاورمیانه، شبه قاره هند، آسیای میانه، و قفقاز و همچنین کریدورهای شرقی غربی و شمالی - جنوبی را نادیده بگیرد.

    ایران با این موقعیت حساس و راهبردی، شاه کلید ژئو استراتژیک و ژئو اکونومیک منطقه است. از سوی دیگر با توجه به آنکه استراتژی دفاعی ایران بر پایه «بازدارندگی» و ابزارهای حمایت کننده آن استوار است «کیفیت» تجهیزات و نیروهای رزمی مورد توجه قرار گرفته به گونه ای که به موازات افزایش ظرفیت نظامی واحدهای دفاعی، تحقیق و توسعه نیز در اولویت قرار گرفته و روند نوسازی تجهیزات و ابزارهای نظامی، با تولید سیستم های مدرن همسو شده است. نکته ای که می خواهم در این ارتباط مورد تاکید قرار دهم این است که ج.ا.ایران هیچگاه ظرفیت نظامی خود را بر اساس میزان خریدهای نظامی همسایگان و یا میزان درصدی  از GDPاختصاص یافته دیگران به امور دفاعی و همچنین بر اساس جنگ روانی دیگران تنظیم نمی کند. کانون های اندیشه و مطلعین اموردفاعی جهان تأکید می نمایند که میزان خریدهای تسلیحاتی و هزینه های دفاعی ایران در مقایسه با کشورهای دیگر منطقه، بسیار محدود بوده و این گویای آن است که راهبرد دفاعی ایران با منطق و خردورزی و نیازهای بازدارندگی و دفاعی کشور تدوین شده و دچار شتاب زدگی و صرف هزینه های غیرضروری، به ضرر توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، نشده است.

    سیاست دفاعی ایران با اهداف بازدارندگی، مقاومت در برابر حملات اولیه، تلافی حملات مهاجمین و تقویت راهکار دیپلماتیک طراحی شده است. ایران بازدارندگی موثر و مقتدرانه را بر تکیه بر عامل خوداتکایی، بسیج مردمی و نبرد نامتقارن مورد توجه قرار داده و با ایجاد بسیج مردمی در کنار نیروهای رسمی نظامی، ستون دفاعی کشور را تقویت کرده و پیشرفت‌های چشم‌گیری را نیز در زمینه‌ی صنایع دفاعی، علیرغم اعمال تحریم‌ها و تهدیدات خارجی بدست آورده است. خوشبختانه توسعه دانش نظامی، با تکیه بر توانمندی نیروهای علمی داخلی، امروزه به یکی از ستون های اصلی سیاست دفاعی کشور تبدیل شده و ثمره این رویکرد نیز هم اکنون در تولید بسیاری از محصولات و سلاح های دفاعی و نظامی مورد نیاز در بخش های مختلف از جمله در زمینه سامانه های موشکی تجلی پیدا کرده است.

در سال های اخیر تلاش‏هاي قابل توجهی برای تقویت سامانه های موشکی در چارچوب مقررات بین المللی و بمنظور تقویت راهبرد دفاعی و بازدارندگی صورت گرفته است. در این ارتباط اگر چه برخی تلاش می کنند پیشرفت های ایران در این حوزه را با تصویر سازی های غیر واقعی، به اهداف غیر دفاعی ارتباط دهند اما این تلاش ها نیز یک هدف اساسی یعنی ایران هراسی را دنبال می کند و این در حالی است که توجه به تاریخ معاصر ایران بخوبی نشان می دهد که ایران آغازگر هیچ مناقشه منطقه ای نبوده است. ایران در عین حال در مقابل تجاوز دیگران، با قدرت از منافع خود دفاع کرده است. بر این اساس و همانگونه که مقامات عالیرتبه سیاسی و نظامی نیز بر این امر تاکید کرده اند توان موشکی ایران نیز همانند دیگر تجهیزات دفاعی متعارف، فقط برای دفاع از کشور در مقابل اقدامات تجاوزکارانه احتمالی مورد بهره برداری قرار می گیرد.

    توجه و تمرکز جمهوری اسلامی ایران برای بهر گیری از علوم و فناوری های روز جهان در جهت تقویت سیستم دفاعی کشور در شرایطی است که ایران به تعهدات بین المللی و قراردادهای دو جانبه و چندجانبه از جمله معاهدات خلع سلاحی نیز پایبندی خود را نشان داده است. بر این اساس، سلاح های هسته ای، شیمیایی، میکروبی و بیولوژیک به علت ماهیت ضد انسانی آن جایی در استراتژی دفاعی و امنیتی و زرادخانه تسلیحاتی ایران ندارد و بر اساس فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی، تولید، نگهداری، تکثیر و استفاده از اینگونه تسلیحات حرام است.

    از سوی دیگر، همه ما نظاره گر آن هستیم که  جایگاه تسلیحات اتمی در کمک به چانه زنی ها و تعاملات بین المللی تضعیف شده و امروزه حتی قدرت بازدارندگی سلاح های اتمی نیز به شدت با افول مواجه شده است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بخوبی این واقعیت را نشان داد. از سوی دیگر تلاش برای دستیابی به برتری هسته ای بطور اجتناب ناپذیر، موجب تحریک دیگران و در نتیجه به راه افتادن یک رقابت بی انتهای هسته ای آشکار یا پنهان بین بازیگران می شود واقعیتی که خود به یک پدیده ضد امنیتی تبدیل می شود. ایران همواره تعهد خود به مقابله با اشاعه تسلیحات کشتار جمعی را اثبات نموده و در محافل بین المللی با گروه های حامی خلع سلاح همگام بوده و مبتکر ایده خاورمیانه عاری از سلاح کشتارجمعی بوده است. بر همین اساس، قرار نداشتن سلاح های غیر متعارف در دکترین دفاعی ایران، یک اقدام تاکتیکی و موقتی نیست. جالب است بدانید در طول جنگ تحمیلی هشت ساله، علیرغم استفاده گسترده ارتش صدام حسین از سلاح های شیمیایی بر علیه نیروهای ایرانی، ایران علیرغم برخورداری از ظرفیت تولید اینگونه تسلیحات، هیچگاه به سمت تولید و بکارگیری این سلاح ها بر علیه نیروهای دشمن منحرف نشد.

وزارت امورخارجه | رواديد الكترونيك | تماس با ما | نقشه سایت | جستجو | گالری تصاویر