سخترانی در مرکز مطالعات دفاع ملی اسپانیا 1396/11/13

بنام خدا

سخنرانی جناب آقای محمد حسن فدایی فرد سفیر جمهوری اسلامی ایران در مادرید

در جمع فرمانده هان، افسران و دانشجویان خارجی مرکز عالی مطالعات دفاع ملی اسپانیا

1396/11/13

سرلشکر جناب آقای رافائل سانچز اورتگا

رئیس محترم مرکز عالی مطالعات دفاع ملی

فرماندهان محترم

خانم ها و آقایان

    در ابتدای سخن مایلم از مرکز عالی مطالعات دفاع ملی اسپانیا بخاطر دعوت مجدد از اینجانب برای حضور در این نشست ارزشمند تشکر کنم. حضور در جمع شما فرماندهان، اساتید و افسران محترم نیروهای مسلح اسپانیا و دانشجویان خارجی را ارج می نهم و به برنامه ریزان این دوره آموزشی برای تجمیع تئوری و سیاستگذاری عملی و توجه به دیدگاه های بازیگران شاخص مناطق مختلف تبریک می گویم. در نظر دارم به منظور حفظ چارچوب آکادمیک مبحث امنیت بین الملل ابتدا کلیاتی مربوط به سیاست و امنیت در نظام بین الملل مطرح نمایم و سپس مواضع سیاست خارجی و امنیتی کشورم را مورد اشاره قرار دهم. در پایان نیز پاسخگوی سوالات خواهم بود. امیدوارم نشست امروز و مباحثی که مطرح خواهد شد درکی روشن تر از وضعیت موجود بخصوص در ارتباط با سیاست خارجی و امنیتی کشورم فراهم نماید. 

حضار گرامی,

امنیت درجهان به هم پیوسته کنونی، محدود و منحصر به ابعاد نظامی نیست و مقوله ای چند وجهی، درهم تنیده و فراگیر است. از این رو سیاست خارجی و امنیتی با امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در هم تنیده است. همچنین، نقش و ذهنیت رهبران و افکار عمومی در تصمیم گیری ها و ظهور بازیگران غیردولتی و گروه های نفوذ بر پیچیدگی تصمیم گیری های کلان سیاسی و امنیتی افزوده است. لذا دانایی، عقلانیت و تجربه سه رکن اساسی تصمیم گیری سیاسی و امنیتی است.    

از سوی دیگر امنیت مناطق به هم پیوند خورده است. امنیت اروپا به امنیت خاورمیانه و شمال آفریقا گره خورده و نظم جهانی وابسته به امنیت خاورمیانه است. در نتیجه، منطقه غرب آسیا یکی از صحنه‌های اصلی شکل‌گیری نظام آتی بین‌الملل است و بازیگران اصلی این منطقه قابل حذف از سیستم امنیت بین المللی و نادیده انگاشته شدن نیستند و اینها همه یک تحول بسیار اساسی در روابط بین‌الملل است.

طی قرن های متمادی تحولات بین المللی غرب محور بودند، یعنی دنیای غرب طراح، شروع کننده و خاتمه دهنده تحولات بود. آنها در مورد تغییر رژیم ها و مناطق نفوذ تصمیم می گرفتند و به اراده خود قلمرو کشورها را تعیین و آنها را بین خود تقسیم می کردند، ولی ما در پایان نظام بین الملل غرب محور قرار داریم. کشورهای خاورمیانه ای که زمانی فقط «موضوع» کنش قدرت های غربی بودند، امروزه خودشان کنشگران فعال مقدرات خود و منطقه شان و حتی جهان هستند.

امروزه منابع قدرت از مباحث دفاعی فراتر رفته‌اند و قدرت نظامی و دفاعی تنها مولفه تعیین قدرت بازیگران نیست. قدرت اقتصادی و عقبه نفوذ فرهنگی از مولفه های قدرت آفرین هستند. امروز قدرت‌های کوچک‌تر هم می‌توانند از طریق رسانه‌ها و قدرت نفوذ خود در میان ملت های دوست ایفای نقش کنند. از این رو است که برخی از فهم و تحلیل نفوذ منطقه ای ایران عاجز مانده اند.

امروز دوره هژمونی به اتمام رسیده است. هژمونی در جهانی که تکثر منابع قدرت و تکثر کنشگر و سیالیت تصمیم‌گیری وجود دارد امری ناممکن است. بوش پدر، پسر و کلینتون با صرف میلیاردها دلار جنگ‌هایی را ایجاد کردند تا بتوانند برتری موقت آمریکا را به یک هژمونی پایدار تبدیل کنند، اما نتیجه‌ای حاصل نشد. توهم استیلا بر خلیج فارس، جهان اسلام و جهان عرب هم تابع همین قاعده است. 

امروز امنیت مقوله ای پیوسته و متقابل است که درآن امنیت ِیکی در گرو امنیت ِدیگری است. عصر امنیت یکجانبه مدت هاست به پایان رسیده است. این درسی است که تحولات عراق و سوریه و یمن و افغانستان به قدرت‌های مداخله‌گر و کشورهایی که درصدد ایجاد نا امنی و تهدید امنیت دیگران برای رسیدن به امنیت موهوم خود بودند آموخت. راهکار اینست: همکاری همه برای امنیت همه.  

منطقه غرب آسیا بخاطر نقشی که در امنیت امروز و آینده نظام بین‌الملل دارد کانون توجهات قرار گرفته است، اما امنیت سازی در خاورمیانه الزاماتی به شرح ذیل دارد:

1 - تجاری سازی ِامنیت در خاورمیانه، پدیده و معامله تازه‌ای است که با تلاش برخی قدرت های جهانی و دلالان تسلیحات وارد ادبیات سیاسی منطقه شده و تاسف آور اینکه مشتریان خوبی هم از میان کشورهای ضعیف و بی ریشه در این معامله دلار در برابر امنیت یافته است. امروزه نمی‌توان با صرف صدها میلیارد دلار امنیت را خرید و مستقر کرد. توجه شما را به معاملات تسلیحاتی کشورهایی جلب می کنم که منطقه حساس خاورمیانه را به انبار تسلیحات مرگبار  تبدیل کرده اند و می خواهند با اسلحه و مهمات صلح و ثبات بسازند.

2 - دخالت‌ها و سیاست‌های آمریکا در منطقه یکی از اساسی‌ترین چالش‌هایی است که به بحران کنونی دامن زده و موجب پیچیدگی بیشتر شرایط شده است. آنها تلاش می‌کنند که نظم مورد نظر خود را به این منطقه تحمیل کنند و در این راستا دست به ائتلاف سازی های صوری و بی خاصیت زده اند و یا با ایجاد گروههای تروریستی در صدد ایجاد صلح و دموکراسی هستند. آیا انتظار داریم تروریست ها با پول و اسلحه و بمب، صلح و امنیت بسازند؟ چگونه امکان دارد کشوری که در حال بمباران یک ملت است و با دموکراسی و حقوق بشر و انتخابات بیگانه است، در قالب ائتلاف ضد تروریسم نگران دموکراسی و امنیت و حق تعیین سرنوشت یک ملت دیگر باشد؟ 

3 -  احیای احترام به مرزهای ملی و نظام دولت - ملت که توسط گروه‌های تروریستی و برخی از دیگر جریان‌های تکفیری هدف تخریب قرار گرفته است، به عنوان یک اولویت باید مد نظر باشد. حفظ انسجام ملی و تمامیت ارضی کشورهای منطقه نیز ضرورتی تردید ناپذیر است. تحرکات قومی و طائفی در سوریه و عراق با گرایش‌های جدایی‌طلبی خطری برای منطقه و جهان است و می‌بایست با حمایت بین المللی و درایت مسئولان ملی و محلی و گفتگو بر پایه احترام به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و قوانین اساسی به همکاری و همگرایی تبدیل شود.ادامه وضعیت کنونی، حاصلی جز تنش و بی ثباتی در پی نخواهد داشت.

برای درمان بیماری مزمن بی ثباتی، ناامنی و ناکارآمدی در منطقه خاورمیانه باید بدانیم که دوران هژمونی پایان یافته است. نظم در این منطقه باید درون‌زا باشد. یک ساختار امنیتی که به نیازهای منطقه توجه کند و امنیت خود را از درون این منطقه بگیرد. امنیت منطقه نیازمند همکاری‌های کشورهای منطقه است و در درونش به مولفه‌هایی چون اعتمادسازی، همکاری و ... نیاز دارد تا براساس آن بتوان یک رابطه مستحکم منطقه‌ای ایجاد کرد. اینها همه می‌توانند پایه‌های نظم آتی در این منطقه باشند. انتخاب‌ها و گزینه‌های جایگزین هزینه های بسیار سنگینی را برای تمام بازیگران ایجاد خواهد کرد. بهترین راهکارها از مسیر مراجعه به عقل مردم، اعتماد به مردم و اعتمادسازی منطقه‌ای می گذرد. 

لازمه رسیدن به امنیت پایدار، تکیه بر مردم بعنوان مهمترین مولفه امنیت و اقتدار کشور است. در این رابطه باید عیار همبستگی ملی و عشق به کشور و نظام سیاسی سنجیده شود. یک دولت خودکامه به فرض استقرار نظم و امنیت پلیسی، نمی تواند از پشتوانه حمایت ملی در حل مشکلات داخلی و مقابله با هجمه های سیاسی، اقتصادی و نظامی خارجی مطمئن باشد. سپس موضوع درون زایی امنیت بخصوص در حوزه صنایع استراتژیک و بومی سازی آنها مطرح می شود تا اتکا به بیرون از مرزها را به حداقل برساند. دولتمرد خردمند بخصوص زمانیکه کشور و ملتش در محاصره گروه های افراطی و تروریستی و کانون های آشوب و بی ثباتی منطقه ای و بقایش در معرض تهدید کشور خارجی باشد، باید همواره در بالاترین سطح آمادگی دفاعی باشد و دفاع و امنیتش عاریتی و اتکایی نباشد. سپس موضوع بسیج نیروها و امکانات کشور در مسیر دفاع و توسعه است. همبستگی ملی، بسیج نیروی انسانی و اتکا به توان دفاعی داخلی، سه ضلع مثلث پیروزی است. به موازات این اقدامات، اتخاذ سیاست تعاملی سازنده، هم افزائی با همسایگان و یافتن شرکای استراتژیک قابل اتکاء لازمه امنیت پایدار است. ایجاد ترتیبات امنیت دسته جمعی، پیوندهای مکمل اقتصادی و سیاست های مشترک منطقه ای مهمترین ابزارهای موفقیت این رویکرد است.

با اغتنام از فرصت مواضع کشورم در خصوص برخی از مسائل منطقه ای و بین المللی را اعلام می دارم:

1-    برجام توافقی بر مبنای برد - برد و مشارکت و سازندگی میان ایران و جهان و حاصل بیش از دوازده سال اختلاف نظر و گفتگو و دو سال مذاکرات فشرده است که نتیجة آن، مورد حمایت شورای امنیت ملل متحد و جامعه جهانی قرار گرفت و به صورت بخشی از قطعنامه 2231 شورای امنیت در آمد. برجام سند شورای امنیت، و متعلق به کل جامعه بین‌المللی است. اتحادیه اروپایی طرف اصلی برجام است و اسپانیا از اولین لحظات گفتگو تا آخرین مراحل توافق و اجرای برجام بدان متعهد مانده است.  برجام ایجاد یک تعامل نو در مناسبات جدید جهانی بر اساس چندجانبه گرایی و تعامل سازنده است. آژانس بین المللی انرژی هسته ای ارگان صلاحیتدار بین المللی برای ارزیابی فعالیت های هسته ای ایران طبق برجام است که تاکنون 9 مرتبه رسما پایبندی کامل ایران به تعهداتش را تأیید کرده است. تمامی فعالیت های هسته ای ایران با اطلاع و تحت نظارت 24 ساعته آژانس صورت می گیرد. برجام هرگز مورد مذاکره مجدد یا تغییر و اصلاح قرار نخواهد گرفت. قطعا ایران تا زمانی به اجرای تعهداتش متعهد است که از مزایای توافق برخوردار باشد.

2- بحران سوریه در ششمین سال خودش است. زیرساخت های سوریه نابود شده، صدها هزار نفر کشته، میلیونها نفر آواره شده و دامنه بی ثباتی آن به همه جای جهان گسترش یافته، اما جریان افراطی داعش، النصره و دهها گروه تروریستی که با انحراف از آموزه‌های اسلام، قرائتی سراسر غلط از اسلام را به جهان عرضه داشت، به شدت تضعیف شده و به پایان راه رسیده اند؛ شهرهای سوریه از دست  تروریست ها آزاد شده؛ پرچم خلافت داعش به زیر کشیده شده است و به زودی شاهد نابودی کامل این گروه تروریستی و گروه های مشابه خواهیم بود. نوار پیروزی ها علیه تروریسم در سوریه بدان معنی است که ائتلاف سوریه روسیه ایران - حزب الله پیروز نهایی نبرد بوده اند؛ اسد در قدرت مانده و مردم سوریه در مورد ساختار سیاسی کشورشان تصمیم می گیرند نه واشنگتن و دیگران. دولت هایی که نیرو، تسلیحات و پول بسوی داعش سرازیر کردند و هنگام محاصره داعش در جبهه های مختلف برایشان مهمات فراهم کردند و در نهایت فرماندهان تروریست ها را از محاصره فراری دادند دوست مردم سوریه نیستند. همه سرمایه گذاری های آنها برای ایحاد بهار عربی تصنعی و تغییرات سیاسی تحمیلی در سوریه و روی کار آوردن رژیم دست نشانده خودشان که تا تقویت تروریسم و حتی تجزیه سوریه پیش رفت، اینک سوخته و توهمات واشنگتن و تل آویو و دیگر حامیان آنان فرو ریخته است. در دوران پساداعش، مساله صلح و ثبات و بازسازی و تعیین ساختارهای سیاسی منتخب مردم سوریه به اولویت های اصلی در سوریه تبدیل شده اند.

3- عراق کشور دوست مسلمان و همسایه خوب ایران است. ما دارای منافع و مخاطرات مشترک هستیم. علقه های فرهنگی و تاریخی میان ملت های ما بسیار عمیق و قوی است. از سوی دیگر، عراق کشوری تأثیر گذار در تحولات منطقه، صحنه تاخت و تاز تروریست های تکفیری و دارای مرز مشترک 1600 کیلومتری با ایران است. مجموعه این ملاحظات باعث شده تا جمهوری اسلامی ایران دارای روابطی بسیار مستحکم با عراق باشد. بر این اساس از ابتدای بحران تکفیری داعش در عراق، جمهوری اسلامی ایران بنا به تقاضای دولت عراق کمک‏ های مستشاری به این کشور داشته و به آزاد سازی مناطق راهبردی عراق مانند موصل کمک نموده است. ایران با حمایت‏ های قاطع نظامی، هم مانع تهدید تجزیه عراق شد و هم تمام جریان‌ها و گروه‌ها را برای تقویت دولت مرکزی عراق تشویق نمود. در آزادی کشور عراق از چنگال تروریست ها، اراده دولت عراق برای نمایش اقتدار و حفظ تمامیت ارضی خودش، همبستگی گروههای سیاسی، اتحاد شیعه و سنی، نقش مرجعیت شیعه در بسیج شیعیان برای آزادسازی مناطق سنی نشین تحت اشغال تروریست ها و هوشمندی دولتمردان عراق در بازشناسی دوستان واقعی از دوست نمایان ریاکار بسیار حیاتی بود. اما موضع سیاسی، کمک‏ های نظامی و مستشاری جمهوری اسلامی ایران به عراق در برون ‏رفت از بحران گروه‏ های تروریستی و تأمین امنیت با ارائه تجربیاتش در تشکیل بسیج مردمی و چگونگی تأمین امنیت شهر و مناطق آزاد شده موضوعاتی اساسی بود. کشورهایی که حشد الشعبی ( نیروهای بسیج مردمی) را تروریست می نامند، با فرهنگ سیاسی عراق و منطقه ما بیگانه اند و نباید انتظار داشته باشند که مردم عراق آنها را دوست خود بدانند.

4- با گذشت حدود 34 ماه از اقدام نظامی و محاصره زمینی هوایی و دریایی یمن و کشتار هزاران نفر از بیگناهان و نابودی وسیع زیرساخت های کشور و در حالیکه شهرهای مختلف هدف موشک باران و بمباران سنگین مهاجمین قرار دارند، نیروهای ارتش و جبهه مردمی در میدان نبرد حرف اصلی را می زنند. مقامات سازمان ملل مکررا با جامعه بین المللی همصدا شده و از کشورهای مهاجم خواسته اند به جنگ وحشیانه در یمن خاتمه دهند. بمباران های  شدید مناطق مسکونی، استمرار محاصره  و بستن راه ها و عدم اجازه ورود کمک های انساندوستانه نشان دهنده استیصال ائتلافیون است. دوران بازگشت سلطه کشورهای دیگر بر یمن سپری شده است. یمنی ها مستحق احترام هستند. مردم یمن هیچ تهدیدی علیه هیچ کشوری نیستند. مناقشه یمن جنگ شیعه و سنی یا نبرد قبیله ای نیست. جمهوری اسلامی ایران هیچ دخالتی در اوضاع یمن ندارد و دخالت هر کشور دیگری را هم محکوم می کند. ایران در یمن نفوذ دارد اما حضور ندارد. نفوذ ما بخاطر مواضع عادلانه و منطقی مان طی سال های گذشته و تنفر یمنی ها از دیگران نیز بخاطر سیاست ها و اقدامات آنان طی دهه های گذشته است. هر کس تنفر کاشته باشد همان را درو می کند. تاریخ تشکیل و درگیری های انصارالله با یکی از همسایگان خود از عمر جمهوری اسلامی بیشتر است. ما بر حل مشکل یمن از طریق گفتگو باور و اصرار می ورزیم. این گفتگو نیازمند توقف تجاوزات هوایی، شروع ارسال کمک های انساندوستانه به نیازمندان، راه انداختن گفتگوی یمنی یمنی در یک کشور بیطرف و تحت نظارت بین المللی و تمهیدات تشکیل یک دولت آشتی ملی است. بستن مرزهای یمن جز ایجاد سختی و مشقت برای مردم زجر دیده یمنی که تا هفت میلیون آن در معرض قحطی قرار گرفته اند و هزاران کودکش با وبا دست و پنجه نرم می کنتد، تاثیر دیگری نداشته است. اخیرا نیز علی عبدالله صالح بهترین ابزار برای ضربه به اتحاد حوثی ها از طریق کودتا برگزیده شد. کودتای صالح 3 روز بیشتر دوام نیاورد و با مرگ وی، یکی دیگر از طراحی های منطقه ای به شکست انجامید. طراحان کودتا باز هم در مورد ظرفیت اقدام و جایگاه مردمی جنبش انصارالله دچار خطای محاسباتی شدند. امید است مهاجمان درک نمایند که با بمباران و محاصره صلح بدست نمی آید.

5- حزب الله بخش تفکیک ناپذیرجامعه، دولت و پارلمان لبنان است. هویت حزب الله در تار و پود لبنان تنیده و در منطقه و جهان عرب هم واجد شأن و جایگاه ارزشمند است. حزب الله نقش اصلی را در مقابله با اشغال لبنان توسط اسرائیل، حضور داعش و جبهه النصره در لبنان و مرزهای آن و تضمین ثبات و امنیت لبنان داشت. بسیاری اطلاع ندارند که فعالیت اصلی حزب الله در لبنان علاوه بر مقابله با اشغالگران بیگانه، امور خیریه، عام المنفعه، بیمارستان، درمانگاه، مدرسه، رسیدگی به فقرا و یتیمان و خانواده های بی سرپرست است. حزب الله یک نهاد قانونی، مشروع و مسئولیت پذیر و مورد احترام مردم لبنان است و بر اساس تصمیمات دولت و مجلس لبنان عمل می کند. عملکرد حزب الله در لبنان و منطقه مستوجب قدردانی و حمایت است. اینکه کسانیکه داعش و تروریست ها را ایجاد و مورد حمایت قرار دادند حزب الله را تروریست بنامند هیچ تغییری در هویت و محبوبیت حزب الله ایجاد نمی کند. حزب الله نیروی مقاومت در مقابل تروریسم، سرکشی و اشغالگری است. ستیزه جویی با حزب الله سناریوی دشمنان ثبات در لبنان و منطقه است. حزب الله یک قدرت منطقه ای است که در مبارزه چشم در چشم با گروه ترویستی داعش در خط مقدم جبهه بوده است و در منطقه خواهد ماند. انزوای حزب الله یک هدف کوته بینانه  و ماجراجویی برخی کشورهای منطقه  در زمین لبنان است. امیدواریم اروپا در تله ماجراجوئی و تصمیمات شتابزده آنها قرار نگیرد و ثبات لبنان را متزلزل نکند.

7- ما هیچگاه نقش و جایگاه مهم منطقه ای کشورهای جنوب خلیج فارس را نادیده نگرفته ایم و دچار توهم حذف آنان از تحولات منطقه نشده ایم. بلکه همواره معتقد بوده ایم بدون همکاری و اراده سیاسی آنها، تروریسم نخواهد مرد و منطقه روی آرامش نخواهد دید. همه دولتمردان در مقابل انتخاب های مهم سیاسی قرار می گیرند که برای سرنوشت کشورها و ملت هایشان سرنوشت ساز است. برخی گرفتار نتایج انتخاب های فاجعه بار خود شده که بین آنها و ملت های منطقه فاصله عمیق ایجاد کرده است. آنها تفاوت بین نفوذ معنوی و سیطره تحمیلی را متوجه نمی شوند. اولی ناشی از دوستی و همکاری و عواطف مشترک و دومی در بستر زورگویی و بهره کشی و برتری جویی است. اگر کمی از هزینه های مصرفی برای ایجاد گروه های تروریستی و براندازی در کشورهای منطقه برای ایجاد رفاه و کاشتن بذر دوستی مصرف می شد چنین مشکلاتی نیز بوجود نمی آمد. مشکلات منطقه ما موضوع عرب و غیر عرب و شیعه و سنی نیست. دوران طراحی های سیاسی بر اساس زبان و رنگ و نژاد و دین گذشته است و منافع و مخاطرات مشترک در فضای پیوستگی های جغرافیایی تعیین کننده راهبردهای سیاسی است. 

8- آشکار است که ایران در بحرانی ترین منطقه جهان و در محاصره کانون های تروریسم و افراطی گری قرار گرفته است و برای تأمین امنیت مردمش باید آماده باشد. توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران، از جمله توانمندی های موشکی، تنها جنبه دفاعی و بازدارندگی داشته و برای حفظ صلح و ثبات در منطقه، و جلوگیری از ماجراجویی بیخردان هدف گذاری شده است. مردم شهرهای مختلف ما در جنگ تحمیلی هشت ساله قربانی موشک های دوربرد رژیم صدام بودند و ما هرگز اجازه تکرار چنین جاه طلبی های فاجعه بار را نخواهیم داد. با این تجربه وحشتناک که قدرتهای منطقه ای و جهانی از این تجاوز و نیز کاربرد هزاران موشک و سلاحهای شیمیایی علیه ایران حمایت کردند و ایران را بی دفاع گذاشتند، منطق راهبرد دفاعی ایران مشخص است. همزمان جهانیان مشاهده می کنند که آمریکا و سایر قدرتهای جهانی از یک طرف صدها میلیارد دلار پیشرفته ترین سلاح های مرگبار را به کشورهای همسایه ایران صادر می کنند و متقابلا ایران را مورد تحریم تسلیحاتی قرار داده اند و این در شرایطی است که بودجه نظامی ایران حدود ده میلیارد دلار و یک دهم بودجه نظامی برخی همسایگان ما است و در مقابلِ بودجه نظامی 700 میلیارد دلاری آمریکا، بسیار ناچیز است. در سال گذشته، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مجموعاً 116 میلیارد دلار صرف بودجه‌های نظامی کرده‌اند. با توجه به واقعیت های مزبور و در حالی که سناریوی حمله نظامی به ایران همچنان روی میز آمریکا و برخی از رژیم ها است طبیعی است که ایران حفظ و تقویت توان دفاعی و ابزارهای بازدارندگی مشروع خود را جزء لاینفک حفظ تمامیت ارضی، امنیت و استقلال خود می داند و برای تحقق آن هرگز معامله  نخواهد کرد. همچنین دولت آقای ترامپ هیچ منطق و مبنای حقوقی برای محدود نمودن برنامه موشکی ایران ندارد، زیرا هیچ معاهده بین المللی وجود ندارد که براساس آن ایران را ملزم به کاهش توان موشکی اش کند به همین دلیل هم به غیر از ایران، 31 کشور دیگر هم موشک های بالستیک دارند. علاوه برآن، برخلاف ادعای دولت آمریکا، قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل،  ایران را از نظر حقوقی ملزم به توقف فعالیت های موشکی نمی کند.این قطعنامه صرفا از ایران دعوت می کند که از آزمایش موشکهایی که قابلیت حمل سلاح هسته ای دارند، پرهیز کند. همانطور که "گروه بحران بین المللی" و "انجمن کنترل تسلیحات" آمریکا تایید کرده اند، اولا: این قطعنامه یک تقاضاست و نه یک دستور الزام آور و ثانیا: درمورد موشک های با قابلیت حمل سلاح هسته ای است که ربطی به فعالیت های متعارف جاری موشکی ایران ندارد. کشورهایی که بدنبال خلع سلاح موشکی ایران هستند در واقع بدنبال بی دفاع نمودن و آسیب پذیر نمودن ایران هستند، اما چنین اتفاقی هرگز روی نخواهد داد.  

حضار گرامی

طی ماه های گذشته شاهد تحولات مهمی علیه تروریسم در سوریه و عراق بودیم. حزب الله تروریست های داعش و جبهه النصره را از لبنان بیرون راند و امنیت را به مرزهای لبنان و سوریه باز گرداند. حشد الشعبی و ارتش عراق توانستند با پاکسازی دستجات پراکنده تروریست ها، پایان مبارزه با داعش را جشن بگیرند. قابل کتمان نیست که ایران، هم در بعد نظامی مبارزه با تروریسم و هم در فاز سیاسی صلح سازی از طریق مذاکرات آستانه عنصر تعیین کننده معادلات منطقه بود. اینک در دوره پساداعش بخاطر حضور هزاران تروریست و معارض مسلح، تنها شکل مبارزه تغییر خواهد یافت. امروز بازسازی عراق و سوریه یکی از مسائل مهمی است که جامعه جهانی باید به آن بپردازد. شروع بازسازی تأثیر عمده‌ای بر روند ثبات سیاسی در کل منطقه و شکست کامل افراطی‌گری خواهد داشت و می‌بایست با هدف کمک به مردم و تثبیت صلح و نه برای پیشبرد اهداف گروهی و سیاسی پیگیری شود.

ادامه اشغال فلسطین همچنان مهمترین علت برهم خوردن ثبات و امنیت خاورمیانه و حادترین مسئله‌ای است که منطقه و جهان با آن دست به گریبان است. همه مسائل منطقه مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیراین ظلمی است که طی 70 سال گذشته بر مردم فلسطین رفته است. تصمیم فاجعه بار آقای ترامپ برای پذیرش اورشلیم به عنوان پایتخت رژیم اسراییل و انتقال سفارت کشورش از تل آویو به بیت المقدس، ضربه سخت دیگری به دیوار بلند قوانین بین المللی و معاهده های سازمان ملل زد و اعلام دشمنی آشکار با مسلمانان و دولت‌های اسلامی و ایجاد فرصت برای افراط گرایی  و در عین حال از پشت خنجری سمی به قضیه صلح فلسطین و اعراب با اسرائیل بود، مذاکراتی که امریکا سالها خود اداره اش را بر عهده داشت و در طی دهه های گذشته همواره زیر و بم آن را مدیریت می کرد. این تصمیم که با مخالفت 14 عضو شورای امنیت و اکثریت قاطع کشورهای جهان مواجه شد نشان داد که نباید به دموکراسی و صلح آمریکایی دل بست. جامعه بین المللی استقلال و اقتدار خود را در موضوعات مختلف از جمله در موضوعات معاهده آب و هوایی پاریس، توافق هسته ای با ایران و مخالفت با انتقال سفارتخانه ها به اورشلیم در مقابل هژمونی طلبی آمریکا به رخ کشید.

تاریخ ایران، فرهنگ و روح تسامح گرای ایرانی و مکتب فقهی تشیع با خشونت و افراطی گری و ظلم و استیلاجویی مخالف است. ایران طی 300 سال گذشته به هیچ کشوری تجاوز نکرده، در حالی که مورد تجاوز همسایگان و قدرتها قرار گرفته است. ظرفیت و توانمندی های ایران همواره در خدمت صلح و ثبات منطقه قرار گرفته است. ایران بدون مجوز دولت های مرکزی، در هیچ کشوری حضور نیافته و از نفوذش در کشورها نیز در خدمت آشتی ملی و صلح سازی استفاده نموده است. نفوذ ایران در لبنان همواره در خدمت ثبات سیاسی و توسعه همه جانبه لبنان قرار داشته است. حضور مستشاری و کمک تدارکاتی ایران به سوریه و عراق به درخواست دولت های مرکزی انها و صرفا برای انهدام ماشین ترور داعش بوده است. ما از توانمندی های خود برای جلوگیری از اشغال اربیل توسط داعش استفاده نمودیم و در بحران اخیر در روابط اربیل و بغداد از نفوذ خود برای جلوگیری از خونریزی استفاده نمودیم. ما از توان خود در افغانستان برای سقوط طالبان و سپس برای آشتی ملی بین دستجات افغان و تقویت دولت مرکزی استفاده نمودیم. ما از نفوذ خود در بحرین برای تشویق مردم به پیگری مطالبات قانونی از طریق سیاسی و اجتناب از خشونت استفاده نمودیم. موشک های ایران به جز پایگاه های تروریستها و داعش در سوریه، در هیچ کجا بکار گرفته نشده است. ایران در رفتار سیاست خارجی خود هرگز نگاه طایفی، نژادی، قبیله ای و مذهبی نداشته است و به شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی نگاهی برابر داشته است. آیا کشورهایی که ایران را متهم به دخالت در کشورهای منطقه می نمایند می توانند کارنامه اقداماتشان در سوریه، عراق، لبنان، بحرین، افغانستان و یمن را همانگونه که بوده است در اختیار بگذارند؟

ماه گذشته ناآرامی های داخلی در چند شهر ایران که غالبا برای مطالبات معیشتی بود با خط دهی و سوء استفاده سرویس های جاسوسی چند کشور برای ساعاتی از کنترل خارج شد اما میلیون ها ایرانی در سراسر کشور به خیابانها ریختند و ضمن حمایت از نظام سیاسی و دولت خود، خواستار اجتناب از خشونت شدند و بسرعت امنیت به شهرها بازگشت. ایران اقتدار و امنیت خود را مرهون حمایت و حضور ملت خود می داند. در این کشور حق اعتراض دموکراتیک و بیان مطالبات سیاسی، مدنی و صنفی در چارچوب قانون مجاز و تحت حمایت قانون اساسی قرار دارد اعتراض مسالمت آمیز عملی روتین است. مسئولین کشور این تجمعات را لازمه بالندگی سیاسی و استماع بیواسطه مطالبات مردم و یافتن راهکار می دانند و از آن استقبال می کنند. ایران که هم در میدان جنگ با تروریست های تکفیری داعش و هم در عرصه سیاسی چیدمان نظم منطقه ای پسا داعش یک بازیگر کلیدی است در اوج اقتدار و نفوذ منطقه ای قرار دارد و از تکانه های معمول جوامع بالنده و دمکراتیک متزلزل نمی شود. دلخوشی کودکانه رهبران سرخورده چند رژیم اقتدارگرا و تروریست پرور به این گونه مسائل روزمره در ایران، کوته بینانه است.

ایران از گذشته، پرچم‌دار تسامح در حق ادیان و اقوام مختلف بوده است. ما همان  ملتی هستیم که یهودیان را از رنج اسارت بابلی نجات دادیم؛ ارمنیان مسیحی را با آغوش باز در میان خویش پذیرفتیم و در میان خود یک "قارۀ فرهنگی" و تنوعی کم نظیر از اقوام و ادیان را جای داده‌­ایم. این همان ایران است که همواره از مظلومان دفاع کرده است؛ ‌قرن ها پیش مدافع حقوق یهودیان و اکنون مدافع حقوق فلسطینیان است. حق‌جویی و آرامش‌طلبی ایرانی جزء ذات و فرهنگ اوست.

ما امروز در صف مقدم مبارزه با  تروریسم و تندروی مذهبی در خاورمیانه قرار داریم نه از موضع فرقه‌ای و قومی که از موضعی انسانی، اخلاقی و استراتژیک.  ایران نه ­می­ خواهد، امپراتوری تاریخی‌اش را احیا کند و نه می­خواهد، مذهب رسمی­اش را حاکم نماید و نه می­خواهد انقلابش را با زور سرنیزه صادر کند. ما برای ترویج فرهنگ و تمدن و رساندن پیام انقلاب مان، در قلب ها وارد می­شویم و با عقل ها سخن می­گوئیم.

متشکرم

وزارت امورخارجه | رواديد الكترونيك | تماس با ما | نقشه سایت | جستجو | گالری تصاویر