سخترانی در دانشکده مطالعات دانشگاه کملوتنسه

  

بسم الله الرحمن الرحیم

سخرانی جناب آقای فدایی فرد سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در مادرید

در دانشکده ارتباطات دانشگاه کمپلوتنسه 30/11/1396

 

حضار محترم؛ خانم ها و آقایان؛

در ابتدا مایلم از برگزار کنندگان این کنفرانس بویژه از پروفسور ابو وردا بخاطر دعوت مجدد از اینجانب تشکر کنم. از حضور در جمع اساتید، دانشجویان و فرهیختگان مفتخرم و امیدوارم تبادل نظرهای امروز ، ما را به درک بهتری از تأثیر انقلاب اسلامی بر تحولات خاورمیانه برساند.

روز 11 فوریه میلیون ها نفر از مردم ایران به رسم همه ساله در تمام شهرهای و روستاهای کشور با انجام راهپیمایی، سی و نهمین سالگرد انقلاب اسلامی خود را جشن گرفتند. این راهپیمایی ها رأی اعتماد مجدد ملت ایران به نظام سیاسی برخواسته از انقلاب است. انقلابی که در فوریه سال 1979 با ورود آیت الله خمینی به تهران از تبعیدگاه نوفل لوشاتو در حومه پاریس به پیروزی رسید. در نظر دارم در این جلسه ابتدا دلایل خصومت ها با جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب را تشریح نمایم و نگاهی به مواضع سیاست خارجی ایران بیندازیم. در خاتمه پاسخگوی سوالات شما خواهم بود.

خانم ها و آقایان؛

آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی در نوامبر 1964 به دنبال اعتراض به گسترش حضور مستشاران و نظامیان آمریکایی در ایران و حقوق ویژه دیپلماتیک برای آنان تبعید شد و به مدت 15 سال انقلاب را از راه دور به کمک اعلامیه و فایل های صوتی،  بدون نیروی نظامی، سرمایه مالی و حمایت خارجی و فقط با تکیه بر مردم رهبری کرد.

از زمان دخالت مستقیم آمریکا در مسائل داخلی ایران نظیر کودتای  18 اوت 1953که منجر به سقوط دولت دکتر مصدق و بازگشت شاه به ایران شد تا فوریه 1979، ایران به یکی از ستون های اصلی‏سیاست خاورمیانه ای آمریکا در خلیج فارس، دریای عمان و بخشی از اقیانوس هند تبدیل شده و به ‏ایفای نقش ژاندارمی منطقه در جهت محافظت از منافع نامشروع آمریکا عمل     می کرد. زرادخانه ایران برای دفاع از منافع آمریکا و به هزینه ملت ایران مملو از تسلیحات مدرن غربی بود و 40 هزار مستشار آمریکایی در ایران حضور داشتند و مقدرات سیاسی اقتصادی و نظامی ایران را در کنترل داشتند که پیش‌بینی شده بود تا سال 1981 این تعداد به 60 هزار نفر افزایش یابد.  این در حالی بود که مردم ایران دست اندازی آمریکا به منابع ایران و دخالت در مسائل داخلی را موجب ذلت خود دانسته و علیه آن به پا خواستند.

با پیروزی انقلاب اسلامی، استیلای دیرپای قدرت های خارجی بر ارکان سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران که به بهانه عمران و آبادانی وارد ایران شده و بر منابع ایران مسلط شده بودند، پایان یافت و مردم زمام امور کشور خود را بدست گرفتند. ایران از یک طرف از سلطه قدرت‌هایی خارجی رها شد و از طرف دیگر با حفظ استقلال در سیاست خارجی، مسیر کنشگر و بازی ساز مستقل در منطقه را در پیش گرفت و ایران به کانون الهام ‌بخش تحولات اساسی و بنیادین در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل گردید که با ترشرویی و سیاست مقابله، فشار و مهار قدرت ها مواجه شد. البته ایران خواستار برقراری روابطی نوین با آمریکا بر اساس اصول برابری، احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر شد که پاسخ های خصمانه مکرر امریکا را بدنبال داشت.  

برخی از بازتاب های انقلاب اسلامی در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی بدین قرار است:

الف- تأثیر جدی بر نظریه‌های سیاسی از طریق ارائه مدل مردمسالاری دینی به عنوان گزینه جدیدی درکنار نظام های سوسیالیستی و لیبرال دموکراسی و حکومت های استبدادی خاورمیانه.

ب- تأثیر بر مسایل راهبردی جهان و از جمله تقویت روح مبارزه، مقاومت و ایستادگی در ملت‌ها بخصوص در مقابل زیاده خواهی های قدرت های بزرگ.

ج- معرفی اسلام ناب و اعتدالی به عنوان یک مکتب تعالی‌بخش و تمدن‌ساز در مقابل قرائت های افراطی و تکفیری سلفی از اسلام

د- تبدیل ایران به یک قدرت نوظهور و تئوریسین نظم نوین منطقه ای.

 در حالی که انقلاب مردم ایران هیچ تهدیدی متوجه کشورهای همسایه نبود و حتی روابط دوستانه و برادرانه با همسایگان رکن اول سیاست خارجی نظام انقلابی ایران و مورد تأکید رهبران انقلابی بود، برخی از کشورهای  منطقه ، ایجاد مردمسالاری دینی در ایران و آموزه های ضد استبدادی انقلاب را تهدیدی علیه حاکمیت و ساختارهای غیر دموکراتیک خود تلقی نموده و از هیچ تلاشی برای سرنگون کردن درخت نوپای انقلاب مضایقه ننمودند. مواضع جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و مخالفت با اشغالگری، تهدیدات علیه ایران را فراگیرتر و گسترده تر کرد.

جمهوری اسلامی از آن پس نه ژاندارم منطقه به عنوان حافظ منافع قدرت ها، بلکه خود تئوریسین نظم نوین منطقه ای بود. سیاست خارجی ایران با صدای بلند اعلام کرد که نظام های ظالمانه حاکم بر مناسبات بین المللی، سیطره قدرت ها بر تصمیم گیری های بین المللی، مداخله قدرت ها در امور کشورهای مستقل و تعریف ساختارها، نظام ها و رژیم ها بر اساس منافع قدرت ها و به ضرر منافع ملت های مستقل را بر نمی تابد. شعارهای انقلاب، چالش گرانه بود که البته با مقاومت قدرت های مسلط و هم پیمانان منطقه ای آنها مواجه شد. مخالفین جمهوری اسلامی مثلثی از فتنه گران و هراس افکنان (آمریکا، صهیونیسم و دیکتاتورها ) بودند که استیلای منطقه ای و منافع نامشروع خود در ایران را از دست دادند و یا آموزه های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه انقلاب اسلامی را مغایر با اصول حاکمیت استبدادی خود می دانستند.

- مثلث فتنه مدعی هستند که تفکرات افراطی از زمان انقلاب اسلامی وارد خاورمیانه شده، در حالی که اندیشه سیاسی و فقهی شیعی با هرگونه خشومت طلبی و افراطی گری مخالف است و امروزه مشخص شده که کانون تفکرات تکفیری و سلفی چه کشورهایی هستند.

- مثلث فتنه انقلاب اسلامی را منشأ پیدایش تروریسم در منطقه نامیدند، در حالی که جمهوری اسلامی اولین قربانی تروریسم در منطقه است و در طول 4 دهه گذشته بخصوص در داخل کشور و در افغانستان، عراق و سوریه چشم در چشم در مقابل تروریست ها جنگیده است. امروزه همگان می دانند ایحاد کنندگان، حامیان و تأمین کنندگان مالی و تسلیحاتی و فکری تروریست ها چه کشورهایی هستند؛

- مثلث فتنه ایران را متهم به تلاش برای سلطه بر منطقه خاورمیانه و صدور انقلاب اسلامی نمودند در حالی که اولا اندیشه های سیاسی انقلاب اسلامی یک کالای صادراتی تحمیلی نیست و ایران هیچگاه داعیه صدور انقلاب خود سوار بر تانک را نداشته است ثانیا ایران نه بدنبال استیلا بر منطقه بوده و نه بدنبال حذف دیگران از منطقه و همواره بر دوستی و همکاری همه برای منافع و امنیت و رفاه همه تأکید کرده است ثالثا ایران با افتخار اعلام داشته که از نفوذ قوی و گسترده در میان کشورها و ملت های منطقه برخوردار است و این حاصل انتخاب های صحیح و رفتار دوستانه و برادرانه در طول تاریخ بوده است، اما از این نفوذ سیاسی و فرهنگی صرفا برای سعادت، امنیت و رفاه همگانی استفاده نموده و هرگز دنبال استیلا و مداخله در امور داخلی دیگران نبوده است.

- مثلث فتنه انقلاب اسلامی را مروج طایفه گری و اختلاف افکنی میان شیعه و سنی معرفی می کنند. این در حالی است که نه تنها مسلمانان شیعه و سنی، بلکه اقوام و مذاهب مختلف در طول تاریخ ایران برادرانه درکنار هم زیسته اند و تمام دوستان جمهوری اسلامی در عالم اسلام بخصوص فلسطینی ها سنی مذهب هستند و جمهوری اسلامی برای دفاع از خواهران و برادران سنی مذهب خود در افغانستان و عراق و سوریه از چنگال تروریست های تکفیری به یاری آنها شتافه است. تاریخ اثبات می کند که ایران در گرایشات سیاسی خود هرگز نگاه قومی، نژادی، دینی و طایفی نداشته، اما برخی وهابیون شیعیان را کفار خارج از دین می دانند و برخی از علمای وهابی علنا کشتن شیعیان را همانند یهودیان و مسیحیان مجاز دانسته اند.

- در مورد اتهامات مثلث فتنه به ایران در مورد سیاست هژمونی و جنگ افروزی در منطقه باید بدانیم:

۱-اسراییل طی 70 سال گذشته به تجاوز به همسایگان و کشتار مردم بی دفاع فلسطین و ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه مشغول بوده است،

۲-جنگ هشت ساله علیه ایران را صدام با حمایت آمریکا و مرتجعین منطقه به راه انداخت،

۳-جنگ در لیبی را ناتو با همکاری برخی از کشورهای عرب منطقه انجام داد،

۴-جنگ در یمن را عربستان با حمایت آمریکا انجام داد،

۵-جنگ در سوریه را آمریکا و سایر متحدین منطقه ای اش با اعزام ده ها هزار تروریست از سراسر دنیا به سوریه برای ساقط کردن دولت قانونی سوریه به راه انداختند،

۶- جنگ های علیه افغانستان و عراق را آمریکا به راه انداخت.

بنابراین واقعیت ها نشان می دهد که منشاء بی ثباتی های خاورمیانه بخاطر سیاست هژمونی و جنگ طلبانه آمریکا و اسراییل و متحدینش بوده است که شرایط ژئوپولتیکی منطقه را متاثر ساخته است نه ایران.

- مثلث فتنه همواره دم از حمایت از دموکراسی و حقوق بشر می زند، اما:

1- امریکایی ها هیچگاه بدنبال حمایت از دموکراسی و حقوق بشر نبوده اند و بهترین روابط استراتژیک آمریکا با دیکتاتورها و مرتجعین منطقه و ناقضان حقوق بشر بوده است و از حقوق بشر و دموکراسی استفاده ابزاری کرده و می کند.

2 -  آمریکا وجود کشورهای مستقل در خاورمیانه را تحمل نمی کند و به کشورهایی نیاز دارد که بازار، سیاست و منابع خود را در اختیار آمریکا قرار دهند. کشوری که با قراردادهای چندصد میلیارد دلاری به کمک غول های نفتی و تسلیحاتی آمریکا شتافته می تواند از لیست کشورهای حامی تروریست خارج شود و سوابق سیاه حقوق بشر و دموکراسی آن نادیده انگاشته شود، اما ایران نشان داده است که با تکیه بر موازین حقوق بین الملل و حقوق حاکمیتی خود به هیچ کشوری حتی آمریکا باج نمی دهد.

ایران امروز با 80 میلیون نفر جمعیت در تمامی عرصه های علوم و فناوری یک کشور مقتدر و یک بازیگر تأثیر گذار منطقه ای است. ایران طی این مدت از گردنه های سخت و خطرناکی مانند ظهور گروهک های تروریستی، نبردهای مسلحانه داخلی، کودتای نظامی، بلوکه شدن اموال و دارایی ها در خارج از کشور، تحریم های تمام عیار اقتصادی، ربودن اتباع و تجار ایرانی، تشویق و تامین مالی فعالیت ها و اقدامات جدایی طلبانه نظامی، جنگ تحمیلی هشت ساله رژیم صدام علیه ایران و کمک های ده ها میلیارد دلاری به وی، سرنگونی هواپیمای مسافری، حمله به سکوهای نفتی، ترور دانشمندان هسته ای، جاسوسی و خرابکاری در تأسیسات صنعتی و هسته ای، ایجاد فتنه و درگیری های داخلی برای فروپاشی وحدت ملی، حملات سیاسی و رسانه ای هرروزه علیه ساختار نظام، قانون اساسی، مقامات کشور، نظام قضایی، نیروهای مسلح، دوستان بین المللی کشور، نفوذ منطقه ای کشور و حتی تروریست خواندن ملت ایران مواجه شد، اما ایران همه موانع را پشت سر گذاشته و به عنوان یک دولت مقتدر و پایدار باقی مانده و عقبه استراتژیک خود را به اقصی نقاط جهان گسترش داده است و دوستان ایران در سراسر جهان پراکنده اند.

با اغتنام از فرصت مواضع کشورم در خصوص برخی از مسائل منطقه ای و بین المللی را اعلام می دارم:

1-     برجام توافقی بر مبنای برد برد و مشارکت و سازندگی میان ایران و جهان و حاصل بیش از دوازده سال اختلاف نظر و گفتگو و دو سال مذاکرات فشرده است که نتیجة آن، مورد حمایت شورای امنیت ملل متحد و جامعه جهانی قرار گرفت و به صورت بخشی از قطعنامه 2231 شورای امنیت در آمد. برجام سند شورای امنیت، و متعلق به کل جامعه بین‌المللی است.  برجام ایجاد یک تعامل نو در مناسبات جدید جهانی بر اساس چندجانبه گرایی و تعامل سازنده است. آژانس بین المللی انرژی هسته ای ارگان صلاحیتدار بین المللی برای ارزیابی فعالیت های هسته ای ایران طبق برجام است که تاکنون 9 مرتبه رسما پایبندی کامل ایران به تعهداتش را تأیید کرده است. برجام هرگز مورد مذاکره مجدد یا تغییر و اصلاح قرار نخواهد گرفت. قطعا ایران تا زمانی به اجرای تعهداتش متعهد است که از مزایای توافق برخوردار باشد.

2- بحران سوریه در ششمین سال خودش است. زیرساخت های سوریه نابود شده، صدها هزار نفر کشته، میلیون ها نفر آواره شده و دامنه بی ثباتی آن به همه جای جهان گسترش یافته، اما جریان افراطی داعش، النصره و ده ها گروه تروریستی که با انحراف از آموزه‌های اسلام، قرائتی سراسر غلط از اسلام را به جهان عرضه داشت، به شدت تضعیف شده و به پایان راه رسیده اند؛ شهرهای سوریه از دست  تروریست ها آزاد شده؛ پرچم خلافت داعش به زیر کشیده شده است. این مردم سوریه هستند که در مورد ساختار سیاسی کشورشان تصمیم می گیرند نه واشنگتن و دیگران. همه سرمایه گذاری های دولت هائی که برای ایحاد بهار عربی تصنعی و تغییرات سیاسی تحمیلی در سوریه و روی کار آوردن رژیم دست نشانده خودشان که تا تقویت تروریسم و حتی تجزیه سوریه پیش رفت و نیرو، تسلیحات و پول بسوی داعش سرازیر کردند و هنگام محاصره داعش در جبهه های مختلف برایشان مهمات فراهم کردند و در نهایت فرماندهان تروریست ها را از محاصره فراری دادند، اینک سوخته و توهمات واشنگتن و تل آویو و دیگر حامیان آنان فرو ریخته است.

3- عراق کشور دوست مسلمان و همسایه خوب ایران است. ما دارای منافع و مخاطرات مشترک هستیم. علقه های فرهنگی و تاریخی میان ملت های ما بسیار عمیق و قوی است. از سوی دیگر، عراق کشوری تأثیر گذار در تحولات منطقه، صحنه تاخت و تاز تروریست های تکفیری و دارای مرز مشترک 1600 کیلومتری با ایران است. مجموعه این ملاحظات باعث شده تا جمهوری اسلامی ایران دارای روابطی بسیار مستحکم با عراق باشد. بر این اساس از ابتدای بحران تکفیری داعش در عراق، جمهوری اسلامی ایران بنا به تقاضای دولت عراق کمک‏ های مستشاری به این کشور داشته و به آزاد سازی مناطق راهبردی عراق مانند موصل کمک نموده است. ایران با حمایت‏ های قاطع نظامی، هم مانع تهدید تجزیه عراق شد و هم تمام جریان‌ها و گروه‌ها را برای تقویت دولت مرکزی عراق تشویق نمود. در آزادی کشور عراق از چنگال تروریست ها، اراده دولت عراق برای نمایش اقتدار و حفظ تمامیت ارضی خودش، همبستگی گروه های سیاسی، اتحاد شیعه و سنی، نقش مرجعیت شیعه در بسیج شیعیان برای آزادسازی مناطق سنی نشین تحت اشغال تروریست ها و هوشمندی دولتمردان عراق در بازشناسی دوستان واقعی از دوست نمایان ریاکار بسیار حیاتی بود.

4- با گذشت حدود 3 سال از اقدام نظامی و محاصره زمینی هوایی و دریایی یمن و کشتار هزاران نفر از بیگناهان و نابودی وسیع زیرساخت های کشور و در حالیکه شهرهای مختلف هدف بمباران سنگین مهاجمین قرار دارند، نیروهای ارتش و جبهه مردمی در میدان نبرد حرف اصلی را می زنند. مقامات سازمان ملل مکررا با جامعه بین المللی هم صدا شده و از کشورهای مهاجم خواسته اند به جنگ وحشیانه در یمن خاتمه دهند. بمباران های  شدید مناطق مسکونی، استمرار محاصره  و بستن راه ها و عدم اجازه ورود کمک های انساندوستانه نشان دهنده استیصال ائتلافیون است. دوران بازگشت سلطه کشورهای دیگر بر یمن سپری شده است. مناقشه یمن جنگ شیعه و سنی یا نبرد قبیله ای نیست. جمهوری اسلامی ایران هیچ دخالتی در اوضاع یمن ندارد و دخالت هر کشور دیگری را هم محکوم می کند. ایران در یمن نفوذ دارد اما حضور ندارد. نفوذ ما بخاطر مواضع عادلانه و منطقی مان طی سال های گذشته و تنفر یمنی ها از دیگران نیز بخاطر سیاست ها و اقدامات آنان طی دهه های گذشته است. ما بر حل مشکل یمن از طریق گفتگو باور و اصرار می ورزیم. این گفتگو نیازمند توقف تجاوزات هوایی، شروع ارسال کمک های انساندوستانه به نیازمندان، راه انداختن گفتگوی یمنی یمنی در یک کشور بیطرف و تحت نظارت بین المللی و تمهیدات تشکیل یک دولت آشتی ملی است. بستن مرزهای یمن جز ایجاد سختی و مشقت برای مردم زجر دیده یمنی که تا هفت میلیون آن در معرض قحطی قرار گرفته اند و هزاران کودکش با وبا دست و پنجه نرم می کنتد، تاثیر دیگری نداشته است.

5- حزب الله بخش تفکیک ناپذیرجامعه، دولت و پارلمان لبنان است. هویت حزب الله در تار و پود لبنان تنیده و در منطقه و جهان عرب هم واجد شأن و جایگاه ارزشمند است. حزب الله نقش اصلی را در مقابله با اشغال لبنان توسط اسرائیل، حضور داعش و جبهه النصره در لبنان و مرزهای آن و تضمین ثبات و امنیت لبنان داشت. حزب الله یک نهاد قانونی، مشروع و مسئولیت پذیر و مورد احترام مردم لبنان است و بر اساس تصمیمات دولت و مجلس لبنان عمل می کند. عملکرد حزب الله در لبنان و منطقه و مبارزه آنان با گروه تروریستی داعش مستوجب قدردانی و حمایت است. اینکه کسانیکه داعش و تروریست ها را ایجاد و مورد حمایت قرار دادند حزب الله را تروریست بنامند هیچ تغییری در هویت و محبوبیت حزب الله ایجاد نمی کند. حزب الله نیروی مقاومت در مقابل تروریسم، سرکشی و اشغالگری است. ستیزه جویی با حزب الله سناریوی دشمنان ثبات در لبنان و منطقه است. انزوای حزب الله یک هدف کوته بینانه و ماجراجویی برخی کشورهای منطقه در زمین لبنان است. امیدواریم اروپا در تله ماجراجوئی و تصمیمات  شتاب زده آنها قرار نگیرد و ثبات لبنان را متزلزل نکند.

7- ما هیچگاه نقش و جایگاه مهم منطقه ای کشورهای جنوب خلیج فارس را نادیده نگرفته ایم و دچار توهم حذف آنان از تحولات منطقه نشده ایم. بلکه همواره معتقد بوده ایم بدون همکاری و اراده سیاسی آنها، تروریسم نخواهد مرد و منطقه روی آرامش نخواهد دید. همه دولتمردان در مقابل انتخاب های مهم سیاسی قرار می گیرند که برای سرنوشت کشورها و ملت هایشان سرنوشت ساز است. برخی گرفتار نتایج انتخاب های فاجعه بار خود شده که بین آنها و ملت های منطقه فاصله عمیق ایجاد کرده است. آنها تفاوت بین نفوذ معنوی و سیطره تحمیلی را متوجه نمی شوند. اولی ناشی از دوستی و همکاری و عواطف مشترک و دومی در بستر زورگویی و بهره کشی و برتری جویی است. اگر کمی از هزینه های مصرفی برای ایجاد گروه های تروریستی و براندازی در کشورهای منطقه برای ایجاد رفاه و کاشتن بذر دوستی مصرف می شد چنین مشکلاتی نیز بوجود نمی آمد. مشکلات منطقه ما موضوع عرب و غیر عرب و شیعه و سنی نیست. دوران طراحی های سیاسی بر اساس زبان و رنگ و نژاد و دین گذشته است و منافع و مخاطرات مشترک در فضای پیوستگی های جغرافیایی تعیین کننده راهبردهای سیاسی است. 

8- آشکار است که ایران در بحرانی ترین منطقه جهان و در محاصره کانون های تروریسم و افراطی گری قرار گرفته است و برای تأمین امنیت مردمش باید آماده باشد. توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران، از جمله توانمندی های موشکی، تنها جنبه دفاعی و بازدارندگی داشته و برای حفظ صلح و ثبات در منطقه، و جلوگیری از ماجراجویی بی خردان هدف گذاری شده است. مردم شهرهای مختلف ما در جنگ تحمیلی هشت ساله قربانی موشک های دوربرد رژیم صدام بودند و ما هرگز اجازه تکرار چنین جاه طلبی های فاجعه بار را نخواهیم داد. با این تجربه وحشتناک که قدرتهای منطقه ای و جهانی از این تجاوز و نیز کاربرد هزاران موشک و سلاحهای شیمیایی علیه ایران حمایت کردند و ایران را بی دفاع گذاشتند، منطق راهبرد دفاعی ایران مشخص است. همزمان جهانیان مشاهده می کنند که آمریکا و سایر قدرتهای جهانی از یکطرف صدها میلیارد دلار پیشرفته ترین سلاحهای مرگبار را به کشورهای همسایه ایران صادر می کنند و متقابلا ایران را مورد تحریم تسلیحاتی قرار داده اند و این در شرایطی است که بودجه نظامی ایران حدود ده میلیارد دلار و یک دهم بودجه نظامی برخی همسایگان ما است. با توجه به واقعیت های مزبور و در حالی که سناریوی حمله نظامی به ایران همچنان روی میز آمریکا و برخی از رژیم ها است طبیعی است که ایران حفظ و تقویت توان دفاعی و ابزارهای بازدارندگی مشروع خود را جزء لاینفک حفظ تمامیت ارضی، امنیت و استقلال خود می داند و برای تحقق آن هرگز معامله  نخواهد کرد. هیچ معاهده بین المللی نیز وجود ندارد که براساس آن ایران را ملزم به کاهش توان موشکی اش کند. کشورهایی که بدنبال خلع سلاح موشکی ایران هستند در واقع بدنبال بی دفاع نمودن و آسیب پذیر نمودن ایران هستند، اما چنین اتفاقی هرگز روی نخواهد داد.  

حضار گرامی

طی ماه های گذشته شاهد تحولات مهمی علیه تروریسم در سوریه و عراق بودیم. حزب الله تروریست های داعش و جبهه النصره را از لبنان بیرون راند و امنیت را به مرزهای لبنان و سوریه باز گرداند. سوریه و متحدینش 70 % قلمرو کشور را از سیطره داعش خارج نمودند. ارتش عراق همراه با نیروهای مردمی توانستند با پاکسازی دستجات پراکنده تروریست ها، پایان مبارزه با داعش را جشن بگیرند. قابل کتمان نیست که ایران، هم در بعد نظامی مبارزه با تروریسم و هم در فاز سیاسی صلح سازی از طریق مذاکرات آستانه عنصر تعیین کننده معادلات منطقه بود. اینک در دوره پسا داعش بخاطر حضور هزاران تروریست و معارض مسلح، تنها شکل مبارزه تغییر خواهد یافت.

ادامه اشغال فلسطین همچنان مهمترین علت برهم خوردن ثبات و امنیت خاورمیانه و حادترین مسئله‌ای است که منطقه و جهان با آن دست به گریبان است. همه مسائل منطقه مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیراین ظلمی است که طی 70 سال گذشته بر مردم فلسطین رفته است. تصمیم فاجعه بار آقای ترامپ برای پذیرش بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم اسراییل و انتقال سفارت کشورش از تل آویو به بیت المقدس، ضربه سخت دیگری به دیوار بلند قوانین بین المللی و معاهده های سازمان ملل زد و اعلام دشمنی آشکار با مسلمانان و دولت‌های اسلامی و ایجاد فرصت برای افراط گرایی بود. این تصمیم که با مخالفت 14 عضو شورای امنیت و اکثریت قاطع کشورهای جهان مواجه شد نشان داد که نباید به دموکراسی و صلح آمریکایی دل بست.

تاریخ ایران، فرهنگ و روح تسامح گرای ایرانی و مکتب فقهی تشیع با خشونت و افراطی گری و ظلم و استیلاجویی مخالف است. ایران طی 300 سال گذشته به هیچ کشوری تجاوز نکرده، در حالی که مورد تجاوز همسایگان و قدرت ها قرار گرفته است. ایران بدون مجوز دولت های مرکزی، در هیچ کشوری حضور نیافته و از نفوذش در کشورها نیز در خدمت آشتی ملی و صلح سازی استفاده نموده است. نفوذ ایران در لبنان همواره در خدمت ثبات سیاسی و توسعه همه جانبه لبنان قرار داشته است. حضور مستشاری و کمک تدارکاتی ایران به سوریه و عراق به درخواست دولت های مرکزی انها و صرفا برای انهدام ماشین ترور داعش بوده است. ما از توانمندی های خود برای جلوگیری از اشغال اربیل توسط داعش استفاده نمودیم و در بحران اخیر در روابط اربیل و بغداد از نفوذ خود برای جلوگیری از خونریزی استفاده نمودیم. ما از توان خود در افغانستان برای سقوط طالبان و سپس برای آشتی ملی بین دستجات افغان و تقویت دولت مرکزی استفاده نمودیم. ما از نفوذ خود در بحرین برای تشویق مردم به پیگری مطالبات قانونی از طریق سیاسی و اجتناب از خشونت استفاده نمودیم. ایران در رفتار سیاست خارجی خود هرگز نگاه طایفی، نژادی، قبیله ای و مذهبی نداشته است و به شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی نگاهی برابر داشته است. آیا کشورهایی که ایران را متهم به دخالت در کشورهای منطقه می نمایند می توانند کارنامه اقدامات شان در سوریه، عراق، لبنان، بحرین، افغانستان و یمن را همانگونه که بوده است در اختیار بگذارند؟ ایران از گذشته، پرچم‌دار تسامح در حق ادیان و اقوام مختلف بوده است. ایران همواره از مظلومان دفاع کرده است. ‌قرن ها پیش مدافع حقوق یهودیان و مسیحیان و اکنون مدافع حقوق فلسطینیان است. حق‌جویی و آرامش‌طلبی ایرانی جزء ذات و فرهنگ اوست.

رویکرد ما صلح‌خواهی و حمایت از حقوق ملت‌هاست. ما ظلم را نمی‌پسندیم و از مظلوم دفاع می‌کنیم. ما تهدید نمی‌کنیم و تهدید را از جانب هیچ کس نمی‌پذیریم. زبان ما زبان کرامت است و زبان تهدید را برنمی‌تابیم. ما اهل مذاکره‌ایم، اما از موضع برابر و احترام متقابل و با رویکرد برد برد.

ایران امروز در صف مقدم مبارزه با  تروریزم و تندروی مذهبی در خاورمیانه قرار دارد نه از موضع فرقه‌ای و قومی که از موضعی انسانی، اخلاقی و استراتژیک.  ایران نه ­می­ خواهد، امپراتوری تاریخی‌اش را احیا کند و نه می­خواهد، مذهب رسمی­اش را حاکم کند و نه می­خواهد انقلابش را با زور سرنیزه صادر کند. ایران برای ترویج فرهنگ و تمدن و رساندن پیام انقلاب، در قلب ها وارد می­شود و با عقل ها سخن می­گوید. 

 

 

 

وزارت امورخارجه | رواديد الكترونيك | تماس با ما | نقشه سایت | جستجو | گالری تصاویر